مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
تکـیده قامتش و تکیه بر عصا نزدهست همان که غیر خدا را دمی صدا نزدهست هـنوز بر سر تل، دست روی سر دارد هنوز پای غـمـش ایـستاده، جا نزدهست هـنـوز چـشم به راه است مـاه بـرگـردد و قرنهاست کسی سر به خیمهها نزدهست خـوشا به شاعـر اگر آتـشی به دل دارد بدا بر آن قـلـمی که دم از شما نزدهست |